سخن روز :
دوشنبه 26 بهمن 1394 / 07:41|کد خبر : 857|گروه : دانشگاهی

یادداشت یکی از دانشجویان دکترای دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج

وقتی امّت شد ملّت و عدالت شد توسعه

وقتی امّت شد ملّت و عدالت شد توسعه

یکی از دانشجویان دکترای دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج در یادداشتی نوشت: کلمه ی «عدالت».چنان بلایی سرش آوردند که بر سر هیچ گرگ بیابانی نیاوردند,«عدالت» مقدس ترین کلمه ای بود که آن را به «توسعه»تبدیل کردند, فرق توسعه با عدالت این بود که عدالت را خدا و پیغمبر(ص) و امیرالمومنین علی(ع) تعریف می کنند امّا توسعه را صندوق بین الملل پول و بانک جهانی و صهیونیست های عالم.

به گزارش خبرنگار کُرددانش؛ یکی از دانشجویان دکترای دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج در یادداشت ارسالی به کُرددانش نوشت:

 هر وقت که اسم امام خمینی را می شنوم ناخودآگاه به یاد صحنه های اعزام نیروهای مردمی به جبهه و نفوذ معنوی امام در قلب مردم می افتم, وقتی که به عکس امام دقت می کنم، میبینم که چگونه به سمتی خیره شده و به دنیا وتمام کائناتش دهن کجی می کند.

سخن گفتن در باب فیوضات اخلاقی و عرفانی امام کار من و امثال من نیست و دستمان به آن درجات نمی رسد. امام آن قدر فوق العاده بود که آنان از ترس نفوذ معنوی امام در قلب جوانان، برایش قدرت کاریزماتیک تعریف کرده اند و قدرت معنوی امام را بایکوت کردند ولی انصافاً خود را به خواب زده اند.

یکی از بزرگان روایتی می کرد از مسلمان شدن یک جوان مسیحی، می گفت که گفته: من فقط با این جمله ی امام مسلمان شدم،"با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به جایگاه ابدی سفر می کنم..."و وقتی این جمله امام را با اکثر انقلابیون مقایسه کردم دیدم همه ی انقلابیون و رهبران کشورها قبل از مرگشان ابراز ندامت کرده اند امّا امام با قلبی آرام و ضمیری مطمئن این جهان را ترک می کند...

بگذریم...

قدرت معنوی امام فراتر از قوه ی کاریزماتیک است که در میان مردم شور انقلابی و جهادی به پا کرده است.امام آنقدر بزرگ بود که الان هم هر آدم منصفی سیره ی امام را می خواند، مجذوبش می شود و این چیزی فراتر از قوه ی کاریزما است, همان خدایی که خرمشهر را آزاد کرد و مهر امام را در دل مردم قرار داد.

یادم می آید یکی گفته بود افکار امام را باید به موزه ی تاریخ سپرد و دیگری هم این حرف را عملیاتی کرده بود، اولی اکبر گاف بود و دومی اکبر....

اکبر اولی تا انکار امام زمان پیش رفت و اکبر دومی شد پدر (م.ه)و (ف.ه)که یکی به جرم اختلاس و رشوه گرفتن و فعالیتهای ضد امنیتی و فروش اطلاعات محرمانه به بیگانگان زندانی شد و دیگری هم کم از او نبود و وقتی در شلوغی های فتنه 88 دستگیر شد ادعا میکرد برای خوردن ساندویچ به خیابان آمده،لابد راست گفته!!!

اکبر گاف اگر آدم بود و کمی انصاف داشت اینقدر سفاهت خود را به رخ این و آن نمی کشید و صولت و درایت امام را می نگریست میدید که چگونه این افکار به موزه ی تاریخ نرفته بلکه خودش به همراه افکارش بود که با گریه و زاری بارش را بست و از کشور فرار کرد و راهی موزه ی تاریخ شد.

امّا امام علاوه بر قدرت معنوی، افکاری داشت که دشمن به تمامیّت در مقابلش سپر انداخت. غربی ها با سه کلید واژه ی آزادی، دموکراسی و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می کردند و شرقی ها با دو کلید واژه ی«مبارزه پرولتاریا با امپریالیسم»و«برابری».

امّا امام پنج کلید واژه قرآنی را در مقابل آن پنج کلید واژه ی غربی و شرقی قرار دادند؛

1-اصل امامت محوری:در اوایل انقلاب یک رسانه ی غربی یا شرقی را پیدا نمی کنید که گفته باشد امام خمینی.در اوایل انقلاب بعضی انقلابیون مقیم اروپا میخواستند اعلامیه ای با نام "امام خمینی" منتشر کنند اما رسانه ها قبول نمیکردند،حتی با پرداخت شصت هزار مارک هم رسانه ها راضی نشدند.

امامت محوری، امّت گرایی، عدالت گستری و دو قطبی مستکبرین – مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود. امام خمینی از دنیا رفتند و اکبر در دومین خطبه ی اولین نماز جمعه ی بعد از رحلت امام راجع به ولایت فقیه در جمله ای گفت:"ما نمی خواهیم بعد از رحلت امام به جانشین ایشان امام بگوییم.خبرگان مرجع تعیین نکرده است، یعنی جانشین امام نه مرجع است و نه امام."

انگار یکی به شما بگوید: من چون شما را خیلی دوست دارم افکار شما را هم می خواهم با شما دفن کنم!

2- وقتی ایشان بجای «امام» گذاشت «رهبر»،«امّت» شد «ملّت»،یعنی عملاً سیستم ملّت – رهبر انگلیسی ها را پذیرفتیم و سیستم امّت – امامت امام خمینی را وانهادیم.وقتی امّت شد ملّت، عناصر امّت یعنی خواهران و برادران دینی (را که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند) تبدیل شدند به عناصر ملّت،یعنی شهروند و هموطن!؟؟

3- امّا کلمه ی سوم «عدالت».چنان بلایی سرش آوردند که بر سر هیچ گرگ بیابانی نیاوردند.«عدالت» مقدس ترین کلمه ای بود که آن را به «توسعه»تبدیل کردند.فرق توسعه با عدالت این بود که عدالت را خدا و پیغمبر(ص) و امیرالمومنین علی(ع) تعریف می کنند امّا توسعه را صندوق بین الملل پول و بانک جهانی و صهیونیست های عالم.

4و5- در عرصه ی بین الملل هم دو کلید واژه ی قرآنی مستکبرین و مستضعفین را اصلاح کردند و گفتند: مستکبرین فحش و توهین آمیز است بهتر است بجایش بگوییم قدرت های بزرگ جهانی.

خب وقتی گفتی مستکبرین باید با آنها مبارزه کنی امّا وقتی گفتی قدرت های جهانی، باید آنها را به عنوان کدخدا بپذیری و با آنها تعامل کنی....

مستضعفین را هم کردند«قشر آسیب پذیر».یعنی آدم های بی عرضه ای که خودشان پذیرای آسیب اند.

تا وقتی که کلید واژه های قرآنی امام خمینی که در رأس آن ها امام بودن ولی فقیه است عملیاتی نشود هر کاری بکنیم وصله پینه کردن است.شما هر سخنی به دشمنان ولی فقیه بگویید،این قدر جگرشان نمی سوزد که بگویید:«امام خامنه ای».

دانشجوی دکترای دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج


Kurddanesh Telegram Baner

برچسب ها :

دانشجوی دانشگاه ازاد سنندجیادداشت دانشجوییامت و ملتتوسعه و عدالتکرددانشدانشجوی کردستانی

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.