سخن روز :
جمعه 27 تیر 1399 / 09:28|کد خبر : 6457|گروه : دانشگاهی

حجاب،نماد آزادی نه محدودیت

حجاب،نماد آزادی نه محدودیت

موضوع حجاب جز مسائل مهم در جامعه امروز تلقی میشود و هر کسی در مورد آن اظهارنظر می کند،جریان ها مختلف چه دینی و غیر دینی خودشان را در برابر این موضوع مسئول می دانند و تلاش می کنند تا این مسئله را به خوبی درک و فهم کنند. 

به گزارش کرددانش؛بعضی عقیده دارند که حجاب یک محدودیت برای زنان در جامعه محسوب میشود و این امر باعث سلب آزادی از انسان ها خواهد شد،زیرا به نظر آنها محدودیت به معنی سلب آزادی است و هر کسی که محدودیت داشته باشد مسلما از نعمت آزادی بی بهره است.

 

اگر سخنان این افراد درست و منطقی باشد باید نتیجه بگیریم که انسان های که از نعمت بینایی و یا شنوایی بی بهره یا دچار محدودیت های بینایی و یا شنوایی هستند از نظر این آقایان دچار سلب آزادی شده اند،زیرا محدودیت در بینایی و شنوایی باعث بی بهره شدن از آزادی میشود.

 

در حالی خیلی از انسان ها در جامعه داریم که با وجود این گونه محدودیت ها ولی هرگز از نعمت آزادی بی بهره نیستند و همانند دیگر افراد آزادانه زندگی شخصی و اجتماعی خودشان را دنبال می کنند و هرگز مشکلات بینایی و شنوایی خودشان را به معنی سلب آزادی نمی دانند.

 

حتی اگر این آقایان حجاب را نقص آزادی بدانند باز هر گونه نقص بی معنی سلب آزادی از افراد نیست.

 

ما نقص های زیادی از جمله نقص های بینایی و شنوایی در بین افراد جامعه داریم ولی آیا این افراد به دلیل نقص هایی که دارند واقعا از آزادی بی بهره هستند؟اگر کسی از لحاظ بینایی نقص داشته باشد به معنی سلب آزادی است؟

 

اگر این سخنان درست باشد باید بگوییم که افراد زیادی در جامعه داریم که نقص ها بینایی و شنوایی دارند پس اینها از نعمت آزادی بی نصیب شده اند؟تکلیف این افراد که به دلیل نقص ها بینایی و شنوایی از آزادی بی بهره هستند چه میشود؟نمیتوان آزادی را فقط برای افراد سالم در نظر گرفت و مابقیه افراد که نقص دارند از این نعمت بزرگ بی نصیب کرد.

 

این گونه استدلال و دلایل نمیتوان انسان امروز را قانع کرد و باید دلایل و استدلال محکمی برای رد کردن حجاب بیان کرد.

 

 اینکه ما حجاب را یک محدودیت و یا یک نقص برای انسان در نظر بگیریم و نتیجه گیری کنیم که حجاب باعث سلب آزادی میشود خیلی قابل قبول نیست،زیرا میتوان سوال کرد که انسان با دیگر محدودیت ها و نقص ها باید چکار کنند؟ما در همین کره زمین که زندگی می کنیم یک محدودیت به حساب می آید،زیرا از ما آزادی را سلب کرده است و نمیتوانیم به جز این کره زمین انتخاب دیگری را داشته باشیم،پس این هم باید به عنوان یک محدودیت در نظر گرفت و طبق استدلال و دلایل این عزیزان باید گفت که ما از نعمت آزادی بی بهره شدیم.

 

بنابراین این عزیزان باید برای رد کردن مسئله حجاب دلایلی را ذکر کنند که به جز حجاب برای موضوعات کاربرد نداشته باشد،به عبارت بین موضوع و دلیل باید یک ارتباط منسجمی برقرار باشد که اگر موضوع تغییر کند باید دلایل برای موضوع دیگر کاربرد نداشته باشد و صرفا دلایل ذکر شده مخصوص حجاب باشد نه موضوع دیگر.

 

اما ما مشاهده می کنیم که دلیل این عزیزان نه فقط برای حجاب بلکه برای دیگر موضوعات متاسفانه کاربرد دارد و این از لحاظ علمی درست و صحیح نیست.

 

علم به ما می گوید که دلایل باید با موضوع یک ارتباط ذاتی و منطقی داشته باشند،اما آنچه ما در باب حجاب مشاهده می کنیم فاقد این ارتباط منطقی و منسجم است.اما پس از بررسی دلایل رد حجاب از سوی بعضی از افراد باید قبول کرد که هر محدودیت به معنی سلب و نفی آزادی نیست و حجاب هم یک محدودیت و یا نقص نیست که باعث آزادی و فعالیت اجتماعی و شخصی افراد در جامعه شود،بلکه حجاب یک مرحله از رشد و تکامل انسان به سوی شکوفایی انسانیت باید تلقی کرد. در اینجا منظور بنده این نیست که اگر کسی حجاب را انجام نداد پس از انسانیت ساقط میشود،بلکه منظورم اینست که انسانیت باید رشد و تکامل پیدا کنند و نمیتوان صرفا با لفظ انسان بودن انسانیت را احساس کرد.

 

در اینکه همه ما انسان هستیم جای هیچ شک و تردیدی نیست،اما اینکه همه ما انسانیت را درک و فهم کنیم جای بحث و مناقشه است.اگرچه ما انسانیت را در ذات و فطرت می دانیم ولی عقیده داریم باید در جهت پاسداری و مراقبت از این انسانیت تلاش و کوشش کنیم و یکی از این تلاش ها در پوشش و مسئله حجاب خلاصه میشود و باید از این جسم و روح مراقبت کرد.

 

امروز همین عزیزان برای مراقبت از جسم از هر گونه تلاش ها پزشکی و غیر پزشکی کوتاهی نمی کنند ولی وقتی نوبت حجاب میرسد فوری حجاب را یک محدودیت و نقص می دهند،در حالی که حجاب از بدن و جسم انسان مراقبت می کنند که مورد تجاوز و تعرض افراد قرار نگیرند.

 

همه ما می دانیم که انسان علاوه بر جنبه های خوبی ها و نیکی ها مسلما دارای یک رشته از نفس ها بد و زشتی در وجودش است و همین نفس ها بد امکان تجاوز و تعرض را به انسان می دهد،منظورم این نیست که انسان میخواهد تجاوز کنند،بلکه زمینه برای تجاوز کردن در وجود انسان فراهم است و هر لحظه امکان تجاوز در این انسان دور از انتظار نیست در نتیجه نباید نسبت به انسان فقط نگاه مثبت داشته باشیم،بلکه باید از نفس های بد و غیر انسانی مراقبت کرد.

 

اگر به تاریخ بشری نگاه کنیم سرشار از عملکردهای خوب و بد انسان های است و کسی در مورد این مسئله هیچ جای شک و تردیدی وجود ندارد،اگرچه بعضی ادعا کرده اند که اگر ریشه مالکیت را از بی ببرند مسلما جنگ ها و خشونت ها از بین خواهند رفت ولی با از بین بردن مالکیت باز ما شاهد جنگ ها و جنبه های منفی انسان ها بوده ایم،بنابراین باید این نکته را قبول کنیم که انسان های همچنان که اگر زمینه ها نیکی فراهم باشد به سمت آن ها حرکت خواهند کرد و در مقابل اگر زمینه فاسد و تجاوز فراهم باشد باز این انسان به سمت آن جنبه های منفی تمایل نشان خواهد داد.

 

در نتیجه حجاب را نباید یک محدودیت فرض کرد بلکه باید به عنوان یک عامل برای از بین بردن زمینه ها تجاوز در نظر گرفت.اما آیا حجاب در اینجا یک محدودیت برای تجاوز کردن محسوب میشود؟یعنی اگر حجاب نبود بنده احساس آزادی می کردم که دیگران به من تجاوز کنند؟

 

آیا تجاوز کردن به دیگران به معنی آزادی است؟ما باید قبول کنیم که حجاب یک مانع مهم از تجاوز کردن به یکدیگر محسوب میشود و انسان ها در سایه حجاب به آزادی دست پیدا می کنند و از تجاوز کردن به یکدیگر به نام آزادی جلوگیری خواهد کرد. 

 

یادداشت: مختار سلیمانی کارشناس ارشد جامع شناسی

انتهای پیام/

 


Kurddanesh Telegram Baner

برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.