سخن روز :
دوشنبه 9 بهمن 1396 / 12:04|کد خبر : 5282|گروه : دانشگاهی

گزارش اختصاصی//

ای که دستت می رسد نمره بده/سفارش و خواهش برای گرفتن نمره!

ای که دستت می رسد نمره بده/سفارش و خواهش برای گرفتن نمره!

یکی از دانشجویان کردستانی گفت: در بهترین حالت 7 می شدم, امکان رسیدن امدادهای غیبی هم تحت هیچ عنوانی میسر نبود, آخر برگه نوشتم: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/ قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید, استاد عظمت باید در نگاه شما به ورقه من باشد نه در ورقه ی من که به آن می نگرید.

به گزارش کرددانش،همه دانشگاهیان از دی ماه به عنوان فصل امتحانات یاد می‌کنند،فصلی که هر چند یک ماه بیشتر نیست، اما برای عده زیادی طولانی به شمار می‌آید، به آن دلیل که تب امتحانات فروکش نمی‌کند و حتی پس از تمام شدنش باز هم استرس ادمه دارد، چرا که باید منتظر بود تا استادان زحمت کشیده و برگه‌ها را تصحیح و نمره‌ای را که از صفر تا بیستش برای بیشتر دانشجوها مهم است، روی کاغذ بخشکانند!

 

این روزها که امتحانات دانشجویان  کم کم به خط پایان نزدیک شده است دانشجویان باید منتظر باشند تا نتیجه یک ترم تحصیلی خود را بعد از اعلام نمره ها ببینند, اساتید هم سخت مشغول تصحیح ورقه های امتحانی هستند, ورقه هایی که نتیجه یک ترم درس  خواندن دانشجو در آن مشخص میشود, ورقه هایی که نمره درج شده روی آن, حکم پاس شدن یا نشدن, مشروط شدن یا نشدن یک دانشجو را مشخص می کند.


اساتید در حین بررسی این ورقه ها با انبوهی از «مصیبت‌نامه‌ها» مواجه می‌شوند, نامه هایی برای به رحم آوردن دل استاد و گرفتن نمره قبولی و خلاصی از مشروط شدن و پاس نکردن درس.


نامه های چند خطی و گاه چند صحفه ای با التماس های عاجزانه که در پایین برگه امتحانی نوشته می شود یکی از شیوه های رایج دانشجویانی است که می خواهند آخرین تیر خلاصی را برای دریافت نمره و پاس شدن درس بگیرند.

 

فصل خواندن نامه های سوزناک از راه می رسد و انواع پیامک ها و ایمیل های احساسات برانگیز، جان می گیرد, دانشجویان پویا و با همت راه خانه استاد را یاد می گیرند و در مواردی حتی از طریق همسر، مادر و دیگر وابستگان دور و نزدیک واسطه هایی نزد او می فرستند، همه این تکاپوها و تلاش های وافر و گاهی همراه با بدایع و نوآوری ها، کوششی است برای دریافت نمره از استاد که همچون سایر فنون و هنرهای وسیع امروزی خود دارای مراتب و مراحلی است و به مهارت های مهمی نیاز دارد که اگر فاقد آن مهارت ها باشید امیدی به دریافت و کسب نمره از استاد برای شما وجود ندارد البته غیر از درس خواندن.


برخی دانشجویان که یک ترم را با اندک زحمتی به سر میبرند، بیشتر اوقات با این امید در جلسه امتحان حاضر می شوند تا با نوشتن عریضه ای و با کمک گرفتن از کلماتی شاید عاطفی و تاثر برانگیز و حتی خودمانی برای گرفتن تنها یک نمره 10 دل استاد را به دست آورند, معمولا دانشجویان سعی می‌کنند تا تمام وضعیت خود را در قالب یک متن دو یا حداکثر سه خطی برای استاد شرح دهند.


این دانشجویان همه تلاش خویش را بکار می برند تا از زحمت دانش پژوهی برهند و نمره ای شکار کنند و دیگر هیچ و پشت برگه امتحان را عرصه و مجالی بزرگ برای نوشتن التماس نامه و دردنامه نوشتن میبینند و از هر جمله ای برای به رحم اوردن دل استاد استفاده میکنند از مرگ اقوام درجه اول گرفته تا عروسی, از مریضی و بیمارستان رفتن گرفته تا .... برای کسب نمره برخی از دانشجویان کارهایی انجام میدهند که که به جای تأسف بار بودن، بیشتر خنده دار است.

چیزی که از این پاورقی ها میتوان دریافت کرد این است که آمار فوت مادربزرگ ها و پدربزرگ ها به طرز غیر قابل باوری در زمان برگزاری امتحان افزایش پیدا میکند, اکثر این دانشجویان ترم آخرهستند و فقط همین یک درس را داشتن ! اکثر این دانشجویان شاغل هستند و خرج یک خانواده پر جمعیت بر دوششان است و...اما با تمام این اوصاف سوال اینجاست که آیا هر کسی که گرفتاری‌ بیشتری دارد باید نمره بیشتری بگیرد یا هدف از امتحان، سنجش میزان دانسته‌های دانشجویانی است که قرار است فردا براساس این دانسته ها در پست های مختلف حساس و غیر حساس مسئولیت داشته باشند...

 

 پدیده نمره خواهی از استاد به روزهایی بر می گردد که افراد باید از ذخایر کاسه خالی سرشان پاسخی برای سوالات امتحان پیدا می کردند، در این شرایط نسلی از دانشجویان نامه نویس سربرآوردند که با نامه های سوزناک، وجدان استاد را نشانه می رفتند, جملاتی که در آن به بیماری مرگزای مادر، فقر شدید مالی خانواده، دست های پینه بسته پدر، مرگ های شب امتحانی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها که گاهی تعدادشان از مقدار و اندازه متداول به شکل شگفت انگیزی فراتر می رفت! و.... اشاره می شد البته امروزه همچنان می توان در گوشه هایی از کشور بازمانده هایی از این شیوه را مشاهده کرد.

 

نامه‌نگاری دانشجویان پای برگه‌های امتحانی از زنگ تفریح‌های برخی اساتید است که می‌توانند هنگام برگه صحیح کردن،  کمی استراحت و تفریح کنند و حتی یک دل سیر بخندند. نوشتن نامه برای اساتید خیلی وقت است که تبدیل به یکی از فوت و فن‌های دانشجویان شده‌است, فوت و فن‌هایی که کار دانشجویان زیادی را در دوران دانشجویی راه انداخته‌است, با اینکه قرار است در این گزارش با نامه‌های دانشجویی شوخی کنیم و به آن‌ها بخندیم اما این ماجرا وجه غمگینی هم دارد که پاس شدن به فهم اطلاعات دانشجویی اولویت دارد و می‌توان با یک نوشتن نامه بخش بزرگی از نقص سواد و دانسته‌ها را جبران کرد.

 

نامه ‌نگاری برای گرفتن نمره از خاطرات همه دانشجویان است که شاید با وجود گذشتن چند سال از آن دوران هنوز به عنوان یک خاطره خنده‌ دار از آن یاد می‌کنند, نمی دانم تا حالا خودتان این کار را کرده اید که آخر برگه امتحانی از استاد التماس دعا داشته باشید یا نه؟!!! اما برای بررسی از این به اصطلاح توضیحاتی که دانشجویان زیر برگه امتحانی برای استاد می نویسند تا نمره ای در حد فقط و فقط پاس شدن بگیرند با چند دانشجوی سطح شهر سنندج گفتگو کردیم.


یکی از دانشجویان کردستانی گفت: اعتراض عاجزانه بیشتر جواب میدهد و در مواردی قابلیت استفاده دارد که شخصاً می‌دانید گلاب به روی‌تان چه کار کرده‌‍‌اید, یعنی می‌دانید فقط به ید با کفایت استاد می‌توانید قبول شوید و هیچ راه دیگری برای پاسی ندارید، استفاده از جملاتی نظیر «عاجزانه تقاضامندم...»،« التماس می‌کنم که...» و در موارد بسیار حادتر «دست شما رو می‌بوسم و خاک پای شما را توتیای دیدگانم می‌نمایم...» کاربردی است, البته لحن هم باید به طور کلی لحن «بده در راه خدا» باشد تا موثر واقع شود.

 

دیگری گفت: بله خیلی مصیبت نامه زیر برگه امتحانی نوشتم به طور کلی دانشجویان «ناپلئون باز»، باید شوک اول را روی برگه به استاد وارد ‌کنند به گونه‌ای که دل استاد را هنگام تصحیح کردن اوراق با دست باز به رحم آورد و همان قبل از ورود نمرات خام جیگر کباب شده استاد ضمانت نمره پاسی باشد, اما نصیحتم به بقیه دانشجویان این است که گوش استادها از مادربزرگم مریض بود, خودم مریض بودم, باید تا نیمه شب کار کنم و این حرف‌های تکراری پر است، در یک کلاس ۴۰ نفره شاید ۱۵ نفر از این کلیشه‌های تکراری بنویسند, باید چیز جدیدی ابداع کرد, خلاقیت به کار برد, احساسات استاد را با مواردی که خودش روی آنها حساس است تحریک کرد نه مواردی که همه می‌گویند. یک چیز نو و جدید چون دیگر کلیشه‌های قدیمی جواب نمی‌دهد و باید اعتراض‌ها را برای نمره آوردن آپدیت کرد, مثلا یک بار داخل برگه امتحان با یک خط خوش نوشتم استاد گرامی ! ضمن قبولی طاعات و عبادات شما می خواستم بگم هنر 10 گرفتن، همواره هنر سختی است ولی هنر 10 دادن همواره سخت ترین هنرهاست و می دانم که شما هنرمندی توانا هستید و دشوارترین هنرها را نیز دوست دارید پس مرحمتی فرما...

 

وی ادامه داد: البته یک بار هم خیلی رسمی و مودبانه نوشتم: با سلام و احترام, بدینوسیله به استحضار میرساند اینجانب دانشگریز فرزند پول پارویی دارای شماره... دانشجویی رند دانشجوی رشته ی دهن پرکن دانشگاه سراسری ورودی سال۹4 دارای واحد درسی فلان به میزان ۳واحد, با توجه به عدم توانایی در درک مطالب درسی و یادگیری مباحث ارایه شده در درس مذکور و نیاز به نمره،عاجزانه تقاضا دارم مرحمت نموده و نمره قبولي را به اين جانب صدقه دهيد و مرا از گذراندن اين درس معاف نماييد.من اقرار مي كنم كه به علت مشغله هاي فراوان غير درسي ـ كه در اين مجال -نميگنجد ـ از يادگيري مطالب عاجزم و خداوند اين توانايي را در من قرار نداده است كه بتوانم با پاسخ دادن به سؤالات امتحاني نمره قبولي را كسب كنم؟!(اسم منو بذار گيج !!!  دودره باز!!!!) و متاسفانه با وجود اين ناتواني و عجز، در نهايت به هر دليل بايد به عنوان فارغ التحصيل اين رشته معرفي شوم!(به فكر آبروي ما هم باشيد. . .)براي من هرگز مهم نيست و نبوده كه توانمندي هاي لازم براي پرداختن به اين حرفه را خواهم داشت يا خير؛تنها ميخواهم به هر شكل ممكن قبولي در درس ها را كسب كرده و مدرك مربوطه را اخذ نمايم.؟!(پارتي موجود است. . . ) خواهشمند است با صدقه نمره قبولي به اينجانب موافقت نموده و مرا از وقت گذاشتن براي يادگيري بيهوده مطالب معاف كنيد! چرا كه يقين دارم از يادگيري عاجز و ناتوان هستم! و اصلاً مهم نيست كه پس از اين، كارها را چگونه انجام خواهم داد؛ حتما راهي وجود خواهد داشت.خداوند به متصدقان اجر دهد به ويژه آن ها كه دستگير ناتوانان و عاجزانند! ضمنا آقايان فلاني و بهماني هم سلام فراوان رسوندند. التماس دعا داشتند!

آرمان دانشجوی دیگری است که معتقد است برای نامه‌نگاری باید روانشناسی هم بدانی و استاد را خوب بشناسی تا بتوانی یک نامه خوب بنویسی و از او نمره بگیری :«راستش واسه نوشتن اعتراض یک جورهایی باید در زمینه‌ی روانشناسی هم تخصص داشته باشی، نقطه ضعف‌های استاد، مشکلات دغدغه‌ای خودش و خانواده‌اش، مواردی که روی آن حساس است یا خوشش می‌آید را باید در نظر گرفت، البته پیش زمینه این دانستن‌ها این است که حداقل چند جلسه سر کلاس استاد مورد نظر رفته باشید.

 

دیگری گفت: هرچند که این کارها و کارهای دیگری که شبیه به آن از سوی دانشجویان برای جلب نظر اساتید و عنایتی در حد یک یا دو نمره گاها صورت می‌گیرد به طور کلی نتیجه‌ای را در بر نخواهد داشت و ممکن است دانشجو یک یا دوبار نیز از این فرصت خود استفاده کند اما بعد از آن دیگر حنایش برای استاد رنگی نخواهد داشت البته برای همین یکی دو بار استفاده نیز از سوی دانشجویان، استانداردهایی درنظر گرفته شده است که در نوع خودش، جالب و جذاب است و حتما می‌تواند دل سرسخت‌ترین اساتید را هم به رحم بیاورد.

وی ادامه داد: با حساب خودم 13- 14 میشدم, اما این نمره برای من که عنوان شاگرد سومی!!! کلاس را یدک می کشیدم خیلی فجیع بود, استاد فوق العاده جدی و بداخلاق بود و چندان نمیشد طرفش رفت, یک جمله پایان برگه نوشتم: "جناب استاد حضور در کلاس شما در این ترم برایم بسیار مغتنم و مفید بود اگر ترم بعد با ما درس برمی دارید که هیچ، اگرنه بدون تعارف دوست دارم این درس را پاس نکنم تا ترم بعد هم استادم شما باشید.

 

سارا امانی دانشجوی دیگری کردستانی گفت: محاسبات عددی درس بسیار دشوار, حداقل برای من که علاقه ی چندانی به ریاضیات و مباحث محاسبه ای کامپیوتر نداشتم, سوالات توزیع شد و مطابق معمول! خدا وکیلی دیگر این درس 3 واحدی را خوانده بودم ولی چه کنم که در مغزم جای نگرفته بود, عادت دارم که قبل از اینکه برگه را تحویل دهم نمره خود را تخمین میزنم, در بهترین حالت 7 می شدم, امکان رسیدن امدادهای غیبی هم تحت هیچ عنوانی میسر نبود, آخر برگه نوشتم: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/ قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید, نمره 11 گرفتم

 

وی ادامه داد: البته یک بار دیگر زیر برگه نوشتم استاد در راه باریکی که از آن می گذشتم تاریکی بی دانشی بیداد می کرد، لطفاً با دادن یک نمره ی ناپلئونی 10، مگذارید تاریکی بی دانشی بیش از این بیداد کند, استاد عظمت باید در نگاه شما به ورقه من باشد نه در ورقه ی من که به آن می نگرید, البته برخلاف ذهنیت خودم هیچ تاثیری نداشت و نمره نگرفتم.

 

دانشجوی دیگری گفت: امتحان داشتم می دانستم موضوع درس چیست و مباحثش در چه زمینه ای است (با عرض خسته نباشید به خودم) اما جزئیات مطالب و محتوای درس را نمی دانستم, سوالات توزیع شد و باز هم دیدم سوالات کمی برایم ناآشناست. از مغرب و مشرق و زمین و زمان نوشتم. هر آنچه از کتاب اول ابتدایی تا امروز خوانده بودم را نوشتم: اما نقطه طلایی برگه این جمله بود: جناب استاد برای من کاری نداشت که عین محتوای کتاب را برایتان کپی کنم اما شما با روش زیبای تدریس خود به ما یاد دادید که چگونه تنها به منابع اکتفا نکنیم, گفتید در دین عقل هم سهیم است و نباید «صم بکم عمى فهم لایعقلون» بود. پس من ترجیح دادم مفهوم را بفهمم ولی کپی نکنم بلکه از دانسته های خود بنویسم.


یکی دیگر از دانشجویان گفت: جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی دارد، دیگر نیاز نیست شما با آن خط زیبای منحصر به فردتان یک صفحه ی A4 برایش از مشکلاتتان بگویید, حالا باز ای کاش فقط یک نفر چنین عجزنامه ای می نوشت, یهو می بینی از 30 نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشته اند که اگر این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمان مریض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار این مشکلات را هم از روی دیگری تقلب کرده اند.

 

وی افزود: من ترم اول دانشگاه از امتحان هیچی بلد نبودم, پشت صفحه برای استاد نامه نوشتم خواستم برگه را  تحویل بدهم رفیقم گفت وایسا الان نرو خلاصه اینقدر بهم رسوند خودم رفتم زیر اون نامه برای استاد نوشتم که استاد فرجی شد که ما شما را زحمت ندهیم .

این دانشجو تصریح کرد: با این همه توصیه من به دانشجویان، توجه کامل و کافی به درس و موضوعات درسی است تا دیگر مجبور به استفاده از این ترفندهای قدیمی که دیگر اساتید به آن مقاوم شده‌اند، نشوید چرا که به نظر من درس خواندن آسان ترین راه است.

 

آیا با خود اندیشیده ایم که این همه امکانات عظیم و منابع مالی نجومی آموزش عالی چه میزان باید استخراج علمی، فنی و کاربردی جدی داشته باشد و اکنون چه میزان دارد؟ واقعیت آن است که ما بعضا عادت کرده ایم که چیزی را بخواهیم ولی از لوازمش اعراض می کنیم، در نتیجه شکل و صورت برایمان اصل می شود و درون و محتوا و اساس در حاشیه قرار می گیرد و این می شود که دانشجوی اتفاقا مستعد ما برای زحمت درس و مشق بی انگیزه می شود و به مدرکی ظاهری و سطحی از دانش بسنده می کند و راه های گوناگون و کم زحمت التماس گرفتن نمره از استاد را طی می کند.

 

به راستی دلیل شیوع این التماس های بی پاسخ چه می تواند باشد؟ تنبلی تحصیلی که بیماری مسری در میان دانشجویان است، اشتغال همزمان با تحصیل، ظهور پدیده "شب امتحانی"، افزایش مشکلات و دغدغه های دانشجویان نسبت به گذشته، مدرک گرایی و اعتقاد به این موضوع که تنها مدرک مهم است و یا از همه اینها مهمتر کاهش انگیزه برای کسب نمرات بالا پیشرفت یا موفقیت تحصیلی؟

 


Kurddanesh Telegram Baner

برچسب ها :

دانشجوامتحاننمره گرفتنتقلبمصیبت نامهنامه عاجزانهاستادسختگیرالتماسخواهشخواهش و سفارشنمره گرفتن

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.