سخن روز :
یکشنبه 12 مهر 1394 / 11:02|کد خبر : 428|گروه : دانشگاهی

اندر احوالات دانشجویان ترم اول در خوابگاه

اندر احوالات دانشجویان ترم اول در خوابگاه

دانشجوی خوابگاهی و ترم اول دانشگاه کردستان می گوید: آن روز را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم، روزی که نامم جزو قبول شدگان کنکور ثبت شد, در همان رشته‌ای قبول شده بودم که دو سال به خاطرش مشقت‌های بسیاری به جان خریده بودم با چمدانی در دست و کوله‌ای بر دوش همراه خانواده ام به اینجا آمدم, نگرانی را می شد از چشم های خانواده ام خواند, نگرانی از ماندن در یک شهر غریب, فکر می‌کردم حالا که سد کنکور را پشت سر گذاشته ام، دیگر مشکلی ندارم اما امروز به این نتیجه رسیدم که ورود به دانشگاه یعنی شروع مشکلات جدید.

به گزارش خبرنگار کُرددانش؛ سال های دور از خانه را در خوابگاه همه تجربه نمی‌کنند سال هایی با رنگ و بوی خوشی و ناخوشی, سال هایی که برای گذراندن آن، کوله پشتی خاطرات و مهربانی‌های خانه را برمی داری و به شهری دیگر می‌روی تا آن را این بار با خاطرات دوستان و همخانه هایی پر کنی که همانند تو از خانواده خود جدا شده‌اند و برای آینده‌ای بهتر و کسب تحصیلات عالی، رنج دوری را به جان خریده‌اند.

همه آنها كه دست در امر آموزش دارند مي دانند، خوابگاه براي دانشجويان در حكم خانه دومي است كه بايد مدت ۴ تا ۵ سال از بهترين روزهاي زندگي خود را در آن سپري كنند, جايي كه با وجود تمايزهاي قومي، نژادي، زباني و تا حدي سني، همه به يك چشم ديده مي شوند و از امكانات موجود در آن به يك ميزان بهره مند مي گردند.

تصور زندگی جمعی آن هم در شهری دور از محیط زندگی، تقریبا تصور تلخی برای دانشجویان ترم‌های پایین دانشگاه است.

دانشجوی جدید باید محیط گرم و عاطفی خانواده را ترک و وارد زندگی خوابگاهی شود، از این منظر ورود به خوابگاه تجربه سختی است که یقینا دانشجویان در ابتدای ورود به آن با چالش ها و مشکلاتی مواجه خواهند شد,به همین منظور خبرنگار کُرددانش با یکی دو نفر از دانشجویان ورودی جدید و به اصطلاح ترم اولی در مورد تجربه زندگی خوابگاهی می پرسد:

سیما تیموری دانشجوی خوابگاهی و ترم اول دانشگاه کردستان می گوید: آن روز را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم، روزی که نامم جزو قبول شدگان کنکور ثبت شد, در همان رشته‌ای قبول شده بودم که دو سال به خاطرش مشقت‌های بسیاری به جان خریده بودم با چمدانی در دست و کوله‌ای بر دوش همراه خانواده ام به اینجا آمدم, نگرانی را می شد از چشم های خانواده ام خواند, نگرانی از ماندن در یک شهر غریب, فکر می‌کردم حالا که سد کنکور را پشت سر گذاشته ام، دیگر مشکلی ندارم اما امروز به این نتیجه رسیدم که ورود به دانشگاه یعنی شروع مشکلات جدید.

می گوید: قبل از ورود به دانشگاه، استقلال از خانواده و زندگي با همسن و سالان, تصوري رويايي از زندگي خوابگاهي در ذهنم ايجاد کرده بود اما با ورود به دانشگاه و اقامت در خوابگاه با افرادي از فرهنگ ها و شخصيت هاي مختلف و زندگي در اتاق هاي تنگ و تاريک با حداقل امکانات رفاهي و تفريحي کافي بود تا همه آنچه را که در ذهنم داشتم نابود شود, شاید یکی دو هفته زندگی در خوابگاه زمان کمی برای اظهارنظر در مورد زندگی خوابگاهی باشد اما در همین مدت کوتاه معنی غم غربت را که اکثر شاعران و نویسندگان در اشعار و متن های خود بیان می کردند را عمیق درک کرده ام, بیشتر شب ها با چشم گریان می خوابم دلم برای خانواده ام تنگ شده اما وقتی مادرم تماس می گیرد چیزی بروز نمیدهم چون نمی خواهم آنها نیز ناراحت شوند.

ادامه می دهد: هماهنگ شدن با سلايق گوناگون در فضاي بسيار محدود و تراکم بالاي خوابگاهي کاري بسيار دشوار است,هیچ چیزی سرجایش نیست, نامرتبی از سر و روی اتاقمان می بارد, از هم اتاقی هایم نیز نپرسید یکی دوست دارد، کتاب بخواند دیگری می‌خواهد با تلفن حرف بزند. یکی از هم اتاقی‌ها می‌خواهد موزیک گوش دهد. یک نفر می‌خواهد مویش را سشوار بکشد و دیگری همان موقع می‌خواهد بخوابد, کنار آمدن با این شرایط بسیار سخت است اما عشق به ادامه تحصيل و ساختن آينده اي درخشان براي خود و جامعه هدفي است که به ميل خود انتخاب کرده ام و چاره اي جز سازش و تطابق با محيط تحصيلي جديد را ندارم.

 

 

اندر احوالات دانشجویان ترم اول در خوابگاه



یکی دیگر از دانشجویان ورودی جدید دانشگاه کردستان میگوید: خوابگاه محل فکرهاي مختلف، رفتارهاي گوناگون، اخلاق و فرهنگ هاي متفاوتي است که بايد با يکديگر به وسيله دوستي و محبت پيوند بخورد, البته کنار آمدن با اين موارد کار ساده اي نيست و به زمان و صبر و حوصله نياز دارد, در این مدت کوتاه سعي کردم خودم را با شرایط جدید وفق بدهم و دوستان جدید پیدا کنم, دیگر باید این چهار سال درس خواندن در دانشگاه را تمام کنم پس چه بهتر است که با خوشی و آرامش همراه باشد نه با دلتنگی و ناراحتی و...
 

ادامه می دهد: باید یادمان باشد دوران درس خواندن در اتاقِ ساکتِ خانه و پذیرایی شدن با شیرموز و پیش دستیِ پر از میوه پوست کنده تمام شده است و حالا باید در اتاقی که یکی، موزیک گوش می دهد و دیگری لباس اتو می کند و یکی دیگر، تلفنی حرف می زند، درس بخوانیم و تازه حواستان به جوش آمدنِ آبِ کتری و نسوختنِ شام شب هم باشد.

این دانشجوی دانشگاه کردستان می گوید:: به هر حال همیشه قرار نیست همه چیز طبق میل و خواست ما پیش برود,  پس بدون اوقات تلخی، سعی کنم با استفاده از همان امکانات موجود، یک فضای امن و آرام برای خودم دست و پا کنم, زندگی در خوابگاه، فرصتی برای بیرون آمدن از لاکِ تنهایی و تجربه زندگیِ مستقل به شکلِ ملایم و گلخانه ای است, فرصتی که با پرورش روحیه مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری، سازگاری، همکاری، واقع بینی و... ما را برای ورود به دنیای گاهی زمختِ خارج از خانواده، آماده می کند, زندگی در خوابگاه دوره فشرده ای است برای یادگیریِ مدیریت تمام ابعاد زندگی و پختگی و کسب تجربه های رنگارنگ
 

 


Kurddanesh Telegram Baner

برچسب ها :

زندگی خوابگاهیدانشجویان خوابگاهیدانشگاه کردستانکرددانشدانشجودانشگاه

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.