سخن روز :
چهارشنبه 1 مهر 1394 / 10:09|کد خبر : 40|گروه : اجتماعی

رژه ی ملخ ها در خيابان، سكوت چرا؟

رژه ی ملخ ها در خيابان، سكوت چرا؟

معمولا برای آفت های کشاورزی مانند ملخ، کشاورزان تمام تلاش خود را می کنند تا بتوانند محصولی عاری از آفت روانه بازار کنند؛ این تلاش ها برای غذای جسم انجام می شود پس برای خوراک روح نباید تلاشی کرد؟

به گزارش خبرنگار  کُرددانش؛ ملخ؛ حشره ای که در چشم بهم زدنی می تواند تمام محصول شما را به ورطه نابودی بکشاند. این آفت که جزء بلاها نیز به شمار می رود؛ به سرعت تکثیر می شود و در چشم بهم زدنی ساقه های گیاهان؛ شاخه ها و برگ ها را می خورند و مزرعه ای عریان و درختانی عاری از هرگونه برگ و میوه، از خود به جا می گذارد. بعد از حمله ملخ ها چه چیز قابل استفاده ای، برجای می ماند؟ با این تفاسیر آیا مزرعه ای که مورد تهاجم ملخ ها قرار گرفته قابل احیاست؟

شاید با شنیدن این جملات ذهن شما به سمت آفت کشاورزی برود، اما اتفاقی ناگوارتر از آن در حال گسترش است.


امروزه شاهد رژه ی گسترده ی ملخ ها هستیم. تعجب نکنید؛ بله رژه ی ملخ ها؛ همان ساپورت پوشان را می گویم؛ و مردانی که خود با پوششی ناشایست زنانشان را در خیابان ها حراج چشم های شهوتران امثال خود کرده اند. در تردید هستم که آیا می توان نام “مرد” بر آنها نهاد؟ رژه ی ساپورت پوشان در جامعه آفت و بلایی است که گریبانگیر ارزش های بنیادی اسلام شده؛ اما چرا کسی این آفت را نمی بیند؟ یا شاید اگر می بیند چرا بدون توجه از کنار آن عبور می کند؟
معمولا برای آفت های کشاورزی مانند ملخ، کشاورزان تمام تلاش خود را می کنند تا بتوانند محصولی عاری از آفت روانه بازار کنند؛ این تلاش ها برای غذای جسم انجام می شود پس برای خوراک روح نباید تلاشی کرد؟ آفت بدحجابی زنان و مردان با چه آفت کشی ریشه کن می شود؟ محاسبه کنید روزانه چند نفر به جمع ساپورت پوشان اضافه می شوند؟ روزانه چند نفر از مردان غیرت خود را قربانی هوس های خام و ناپختگی های زنانه ی همسرانشان  می کنند و ارزش ها را بی ارزش می کنند؟ آیا پس از نابودی ارزش ها راهی برای احیای ارزش ها باقی می ماند؟ کسانی که داعیه غیرت دارند غیر از این است که فقط با ناراحتی سر تکان می دهند؟ یا غیر از علامت سوالی که در ذهنشان نقش می بندد کار دیگری می کنند؟ جامعه اسلامی ما مورد تهاجم ملخ وار بدحجابان قرار گرفته که ریشه ی ارزش های اسلام را هدف گرفته اند. ارزش هایی که با حذف یا کمرنگ کردن آنها، اسلام معنای اصیل خود را از دست می دهد.

بلایی که این روزها همه جامعه را مبتلا کرده از یک سو، و سکوت مسئولین و رسانه ها و گاها حمایت از آنان! از سویی دیگر، این سوال را در ذهن ایجاد می کند که آیا به حجاب، این واجب الهی باید با دید تساهل و تسامح نگریست؟
امروزه شاهد پیشرفت هرچه بیشتر صادر شدن اطلاعات، آداب و رسوم، فرهنگ ها و سبک زندگی ها به کشورهای مختلف هستیم. آنچه که از این صادرات و واردات نصیب کشور ماست طبق معمول واردات است آن هم از نوع وارداتی که بدون ورود فرهنگ آن محصول، انجام می گیرد. گاه این محصول یک وسیله فیزیکی است که ما معمولا بدون هیچ اطلاعاتی آن را تهیه کرده و بعد از خرید، تازه در جستجوی اطلاعات آن هستیم و یا گاها یک ایده یا سبک زندگی است که ما باز مجددا به همان شیوه عمل می کنیم. البته اینجا مراد از ضمیر ما همه آنهایی است که اینطور عمل می کنند (قصد جسارت نداریم). با این مشخصه کاملا واضح است که هر چیزی که وارد می شود بدون تفکر و گاه تا سالیان به همان شیوه مورد استفاده قرار می گیرد. پرداختن به چیستی و چگونگی چنین رفتاری معمولا از حوصله یادداشتی کوچک خارج است اما آنچه که اینجا مد نظر است این است که تفکری صورت نمی گیرد.


شاید ساده ترین راه برای چنین مشکلی این باشد که بیاییم خود و اطرافیان را به تفکر تشویق کنیم و سعی کنیم به چرایی و چگونگی هر مطلبی پی ببریم که باز اینجا شروع بحث تازه ای است که با وجود فرهنگ های متفاوت و منطق های گوناگون آیا می شود به راهکار واحدی رسید یا خیر؟
به طور خاص می توان در هر زمینه ای این موضوع را پیگیری کرد و موضوع امروز ما پرداختن به شیوه پوشش جوانان است. شیوه ای که امروز به سبب رنگ ها و مدهای مختلف نمی توان آن را ریشه یابی اجتماعی کرد. پوشیدن لباس های رنگارنگ، هرچه کوتاهتر و هرچه متفاوت تر جذاب به نظر می رسد. با قدم زدن در شهر و خیابان می توان به یک ایده واحد رسید که به اصطلاح همان مد است و این مد از کجا و چگونه آمده است باز قابل اندیشیدن است.  مثل اینکه مد این است که جوانان دختر و پسر خود را شبیه غرب و یا شرق کنند؛ لباس ها، نازکتر و چسبان تر و یا خیلی گشاد و اندامشان، ظریفتر و لاغرتر باشد. شروع این فکر تازه در جوانان به سرعت شیوع پیدا کرده و همه از همین مد پیروی می کنند و باز همان نکته که آیا فکری بر روی آن شده است یا نه؟
سرعت انتشار این چنین مدها به ما می گوید که یا اندیشه ای پشت این پوشش ها نیست و یا اگر هست ریشه ای و عمیق نیست. در واقع این جوان ها به نظر می رسد که هیچ کدام خودشان نیستند و همه تحت تأثیر همان مد قرار گرفته اند. سخن از انتخاب نوع پوشش در گام بعدی است که هر کسی می تواند با توجه به معیارهای خود انتخاب کند؛ اما نکته قابل تأمل این است که باید با توجه به معیار خود فرد باشد نه تحمیل اجتماعی- فرهنگی. در این کشور که نام اسلام بر سردر آن قرار گرفته مسلما نوع پوشش باید اسلامی باشد که این نوع پوشش هم از سوی سنت و هم از سوی شرع بیان شده است. پیشینه تاریخی ایران هم که برای برخی اهمیت دارد باز هم کلامی متضاد با آنچه که هم اکنون در جامعه اتفاق می افتد؛ بیان می کند.
مسأله حجاب اختصاص به اسلام ندارد بلکه در ادیانی مانند دین زرتشت، دین مادها و آشوری ها و دین یهود (در کتاب تورات و انجیل بحث حجاب بوده است) نیز وجود داشته است. این مسئله حتی به بعد از هبوط آدم و حوا از بهشت برزخی نیز بر می گردد زیرا که با خوردن از میوه ممنوعه از لباس بهشتی خارج شدند و وقتی به زمین رسیدند از برگ درختان انجیر خود را پوشاندند. در این باره می توان به کتاب مقدس(عهد عتیق) اشاره کرد که از کلمه «وِیل[۱]» درباره حجاب استفاده کرده است. در میان اقوام باستان، به ویژه اقوام ایرانى، حجاب و پوشش در میان زنان متداول بوده و به خاطر زن خدایان متعدد در ایران باستان، و ارزش والاى زن، زنان داراى پوشش بوده‌اند. امروز کُردها (نخستین قوم آریایى) و گیلکى ها و آذرى ها و لُرها، همچنین بلوچ ها حجاب باستانى خود را حفظ کرده‌اند. لباس و پوشش بسیار زیباى زن کُرد و زن گیلکى، لُرى، آذرى و بلوچى، پیشینه ى بسیار باستانى پوشش و حجاب را می‌رساند. زنان فینیقى، از اقوام ایرانى، برپایه ى دستاویزهاى تاریخى، داراى حجاب قرمزرنگ بوده‌اند. پوشیدگى روى و موى، از صفات پسندیده ى زنَ حماسى در شاهنامه ى فردوسى مى باشد. در چند جاى شاهنامه، سخن از پوشیده‌رویان و پس پرده آمده است که فردوسى، در موارد متعدد، آنان را به مادر و همسر، خواهر، دختر و حرم خانواده به کار برده است. در داستان رستم و سهراب، تهمینه که دل به رستم بسته است، به پرده پوشى خویش تفاخر کرده، چنین مى گوید: «کس از پرده بیرون ندیده مرا / نه هرگز کس آوا شنیده مرا»
شیرین، در جاى دیگر، در برابر شیرویه، در مقام دفاع از پاکى و پارسایى خویش، هم چنان به پوشیده بودن روى خود اشاره کرده، می گوید: «مرااز هنر موى بد در نهان / که آن را ندیدى کس اندر جهان»
این چنین اشاراتی بیان دارد که بحث حجاب از اهمیت زیادی برخوردار است اما متأسفانه همانگونه که ذکر شد پوشیدن لباس های بدن نما در جامعه حال حاضر بسان آفتی ملخ وار بیش از پیش وارد شده و تکثیر می یابد، بی آنکه جوانان ما فرصت تفکر داشته باشند، تنها از این گونه پوشش ها به نشانه متمدن بودن استفاده می کنند. امید است که این یادداشت بتواند لحظه ای درنگ برای ما که گرفتار تمدن و مدرنیسم شده ایم؛ باشد.

 


Kurddanesh Telegram Baner

برچسب ها :

بی حجابیساپورتکرددانشجوانان

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.