جمعه 5 آذر 1395 / 14:50|کد خبر : 2730|گروه : دانشگاهی

یادداشت دانشجویی

یخچال شدن خوابگاه های دانشجویی در سرمای این روزها

یخچال شدن خوابگاه های دانشجویی در سرمای این روزها

دانشجوی دانشگاه کردستان نوشت: آن چه که من را به نوشتن این مطلب واداشت در واقع سرمای سوزناک پاییزی، یخچال شدن خوابگاه های دانشجویی و بی خیال بودن مسئولینی که در خانه های اعیانی خود در حال استراحت هستند ,در واقع خیلی سعی کردم که با آوردن دلایل متعددی مثل نبود امکانات، سعی مسئولین، سرمای بیش از حد و...خود را قانع کنم ولی نشد که نشد !!!!تنها یک پاسخ برای این جواب ها داشتم : توجیه است ولاغیر

به گزارش کرددانش،در هفته گذشته که برودت هوا در سنندج شدت گرفته بود تعدادی عکس از وضعیت دانشجویان در خوابگاه های دانشجویی در فضای مجازی منتشر شد که نشان از سرد بودن اتاق های آنها داشت باسط رستمی دانشجوی دانشگاه کردستان در یادداشتی به وضعیت سرمای شدید دانشجویان در خوابگاه های دانشجویی پرداخت, متن کامل این یادداشت که برای کُرددانش ارسال شده است بدین شرح است:

 

چرخه وارونه انتظارات به روایت خوابگاه های دانشجویی دانشگاه کردستان

 

کشور سعادمند و شایسته که به راحتی پله های سعادت را طی کند، قبل از این که نیازمند به چاه نفت، مسئولین خدووم، جغرافیا و منابع مناسب باشد؛ نیازمند نیرو و منابع انسانی مناسب و کارآمد است که در سطح رفاه مناسب است.

 

در واقع اگر ادبیات جوامع پیشرفته را نگاه کنیم نیروی انسانی مهم ترین و ارزشمند ترین دارایی یک کشور، یک سازمان و یک بنگاه است، این نیروی انسانی است که علم تولید می کند، فرهنگ می سازد، اجتماع آباد می کند و بر آوازه مملکت و عزتش می افزاید.

 

با اطمینان نود و پنج درصدی می گویم، اگر می خواهید بدانید که یک جامعه می خواهد رشد کند یا نه کافیست به چند عامل توجه کنیم :

آموزش در دبستان چگونه است ؟

نگرش علم و علم محوری در میان مسئولین و جامعه چگونه است؟؟و علوم انسانی در چه جایگاهی قرار دارند ؟

به دانشجویان جامعه چگونه نگاه می کنند، میزان رفاه و اعتبار آن ها در چه حد است؟

 

آن چه که من را به نوشتن این مطلب واداشت در واقع سرمای سوزناک پاییزی، یخچال شدن خوابگاه های دانشجویی و بی خیال بودن مسئولینی که در خانه های اعیانی خود در حال استراحت هستند ,در واقع خیلی سعی کردم که با آوردن دلایل متعددی مثل نبود امکانات، سعی مسئولین، سرمای بیش از حد و...خود را قانع کنم ولی نشد که نشد !!!!تنها یک پاسخ برای این جواب ها داشتم : توجیه است ولاغیر

 

چرا که بی توجهی به رفاه، آرامش و سلامت دانشجویان دورافتاده از خانواده، مطلقا شوخی بردار نیست و توجیه آن در زیر لوای هر دلیلی بیش تر مضحک و تلخ است .

دانشجو سرمایه فکری، نماد عزت و اعتبار آینده جامعه و مسئول مستقیم علمی و توسعه ی جامعه است و این که در فکر بدیهیات زندگی و کف نیازهایش باشد، نمادی واضح از بی مسئولیتی و با زبان ساده درباغ نبودن مسئولین است، که نمی دانند چه سرمایه عظیمی را دارند با باغبانی نادرست پژمرده و ضعیف می کنند و از آن طرف هم با ژست ها حق به جانب خود در سمینار ها و جلساتی که بیشتر برای ارتقای خود و نمایشی گذاشتن است،با صدای رسا بگویند: دانشجویان ما علم دوست نیستند!!!!!دانشجویان ما در پی علم و دانش نیستند و خواهان ارتقای جامعه نیستند ,و از این دست ادعاهایی که حتی شنیدنش تلف کردن وقت هست و دیگر هیچ !!!

 

با کدام منطق باید انتظار داشت دانشجویی که در کم ترین و پایین ترین رفاه مادیست، برایش علم آموزی مهم باشد؟ با چه منطقی باید پذیرفت دانشجویی که با نگاهی پست و بی اهمیت انگارانه به او نگاه می شود، برایش سعادت جامعه مهم باشد , چگونه انتظار می رود از دانشجو که درس بخواند، برای جامعه ارزش افزوده ایجاد کند در صورتی که می بیند مسئولین و رهبران ارتقایش حتی ساده ترین مسائل رفاهی که همان گرم بودن اتاقش است، مهم انگاشته نمی شود .

همه ی ما می دانیم که وقتی در کف نیاز های زندگی دست و پا بزنیم، ارتقا، رشد و علم آموزی ارزش و اولویت نیست و نخواهد بود و داغ این رفتارها زمانی بیشتر می شود که با پرچم حکومت اسلامی انجام می شود، وقتی می خوانیم که پیامبر بزرگ و عظیمش می فرماید :همه شما در برابر زیر دستانتان مسئولید و جوابگو باید باشید, وقتی می بینیم که یارانش که حاکمان بعد او بودند می گفتند اگر در بلاد اسلامی شتری پایش پیچ بخورد در روز قیامت من هستم که باید جواب بدهم .

 

راستش را بخواهید حرف برای گفتن زیاد است و دل پراست از حرف برای گفتن ولی چه کنم که؛

گوش اگر گوش تو، ناله اگر ناله ماست

انچه که البته به جایی نرسد فریاد است.

 

اگر این چند خط را هم گفتم بیشتر از سر دلسوزی و این که نمی توانستم دیگر عکس هایی دوستانم را در صفحات اجتماعی با آن وضع ببینم,  چرا که ارزشش را بیشتر از آن می دیدم والا بنده به عنوان نویسنده این سخنان تلخ و گاها گزنده در خانه خود و کنار بخاری بدون کمترین لباسی، مثل مسئولین دانشگاه خودم نشسته و مشکلی نداشتم اما ما همه مسئولیم، که بگوییم حتی اگر تلخ و گزنده باشد و بشنویم هر چند که ناگوار باشد و عمل کنیم هرچند که سخت باشد .

 

آنچه که امیدوارم تحقق یابد، داشتن مسئولین دلسوزتر و دلسوزتر و آگاه تر که مسئولیت پذیرتر و مسئولیت پذیرتر باشد و اگر بحرانی مثل سرد شدن خوابگاه ها پیش آمد، خواب بر چشمانش حرام و غذا در گلویش بماند.

و تلاش کند

سعی کند

این برای دانشجو حداقل دلگرمی است، و اگر نتوانست مشکل را حل کند پتو و بالشتش را بردارد و شبی در این سرمای گزنده مهمان دانشجویان خوابگاهی باشد .

این دانشجویان هیچ از فرزندان شما کم ندارد .

در انسانیت و نژاد به ریشه می رسیم .

به قول سعدی شیرین سخن

ای که دستت می رسد کاری بکن زین پیشتر نیاید به کار

که این دولت و ملک می رود دست به دست

 

 

   

* انتشار این یادداشت دلیلی بر تایید مطالب آن نیست و مسئولیت آن بر عهده نویسنده مطلب است.


Kurddanesh Telegram Baner

برچسب ها :

خوابگاهدانشجوییهوای سردبرودت هوایخچالاتاقدانشگاه کردستانیادداشت دانشجویی

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی